منم اینجوریم که ... تا بتونم بروز نمیدم ...بروز نمیدم ... بروز نمیدم ... به روی خودم نمیارم ... بیخیالش میشم ... بهش اشاره ای نمیکنم ، تظاهر میکنم به نادیده گرفتنش... یکم بعد یهو همشو با هم میریزم بیرون ، و وقتی به خودم میام که دیگه خیلی دیر شده و زیادی حرف زدم ؛ بعدش میدونی این پشیمونی از بیرون ریختن همه چی تهش به چی منجر میشه؟ دوباره یه دوره ی طولانی دیگه از جدی نگرفتن و بروز ندادن بی قراری های مسخره ی نوجوونی ، و این چرخه اونقدر ادامه پیدا کرده و تکرار شده و قراره تکرار بشه ، که به طرز دیوانه وار و غیر منطقی ای ، اسمش "زندگی من" شده! ولی آخرش که چی...کدوم درسته...بروز ، یا سکوت؟