و بازم خواب! یکی از مزخرف ترین خواب های عمرمو دیدم که به طرز شیطانی ای قاطیِ شخصیت های انیمیشن شیرشاه شده بود.

اون به کنار ، حس میکنم تا حالا موقع دیدن هیچ خوابی اینقدر انرژی مصرف نکرده بودم. با تمام وجودم داشتم تو خواب داد میزدم. (نه اینکه واقعا داد بزنم! منِ توی خوابم داشت بدجور داد میزد.)

خوابم از این قرار بود که چندتا از دوستام با یه موجود نامرئی خبیث و شیطانی بد درگیر شده بودن و باهاش به مشکل خورده بودن. و اون حتی قابل دیدن هم نبود. یعنی هیچ نشونه ای از ظاهرش نبود. شاید روح بود ، شاید.. چمیدونم.. ولی روح توی فیلما حداقل شبیه یه هاله ی کمرنگ دیده میشه. روح توی خواب من دیگه زیادی نچرال بود:| هیچی ازش نمی دیدم...

دوستام میگفتن اول خودشون هم وجودشو باور نمیکردن و بقیه حرفشونو قبول نمیکردن تا اینکه یه حرکات و عکس العمل هایی ازش دیدن که مربوط میشده به نقطه ضعفش..! 

نقطه ضعفش چی بود؟ یه چاقوی چند کاره ((: که در عین سادگی به چاقو های کوچیک و بزرگ و متفاوت تبدیل میشد. میگفتن هر کسی این چاقو رو برداشته ک از شر اون موجود نامرئی خلاص شه ، اون میاد می چسبه بهش و محکم سعی میکنه چاقو رو از دست طرف بیرون بکشه.

این بار این چاقو تو اتاق من بود. رو مبل ، کنار گوشیم بود. تا چاقو رو برش داشتم صداهای دوستام که الان میاد سراغت و اون چاقو رو از دستت میکشه ، شروع کرد تو سرم اکو شدن...

ولی من خیلی مسر تر از این حرفا بودم! چاقو رو گرفته بودم دستم یه گوشه ی نامعلوم رو هدف گرفته بودم که میدونستم اون روحه اونجاس! و در کمال تعجب نیومد از دستم چاقو رو بیرون بکشه...فقط یه فشار خفیف حس کردم، در حد اینکه انگار بهش دست زد و تا خواست حرکتی کنه محکم چاقو رو گرفتم. 

اونقدر محکم تو دستم گرفته بودمش و هی چاقو رو سمتش می بردم و داد میزدم ، جوری که وقتی بیدار شدم دیدم ناخنامو تو مشت دستم فرو کردم و جای ناخنام کف دستم مونده ؛ از بس محکم اون چاقوی خیالی تو خوابمو تو دستام فشار دادم. همش میترسیدم چاقو رو ازم بگیره...

شاید باورتون نشه بعد بیدار شدن همچنان دنبال چاقوعه میگشتم!

پوف.. خیلی رو اعصاب بود.. تصور کن هی داد بزنی و چاقو رو سمت یه کسی یا یه چیزی بگیری که هیچ عکس العملی از خودش نشون نمیده و هیچ حرکتی نمیکنه! فقط تو هی داری داد میزنی تا بیاد سمتت و باهاش مبارزه کنی،در حالی که مثل سگ(!) ازش میترسی و دستات هم می‌لرزن...

و طبق معمول منی که صبح اول صبح تو تختم دارم تو سایتای تعبیر خواب ول میگردم ، اینا رو پیدا میکنم : 

شبح در مواردی سمبل احساسات و خاطرات آزار دهنده ی گذشته ی شماست که در ضمیر ناخودآگاه شما تاثیر گذار بوده و با گذشت زمان، همچنان به عنوان یک گره فکری، تاثیرات خود را باقی گذاشته است .خواب دیدن اینکه یک روح در کمینتان است یا توسط یک روح شکار می شوید بیانگر این است که از رویارویی با مسائل گذشته تان که روی زندگی حالتان اثر می گذارد خودداری می کنید.

اگر خوابی ببینید و در آن روحی شیطانی را در حال حمله به خودتان ببینید، احتمالا وحشت کرده و به شدت خواهید ترسید.با این وجود، این خواب به این معناست که شما در حال جنگیدن با احساسات خودتان هستید.

شبح و روح را نمادی از خاطرات، احساسات و یا احساس گناهی که ما را تسخیر کرده‌اند می‌داند.بخش‌هایی از هشیاری وسیع‌تر ناخودآگاه که در تلاش تعامل با ماست، سایه‌ ضربه‌های روحی گذشته و رویدادهایی که اکنون توان آسیب و تاثیر واقعی بر ما ندارند اما هنوز در الگوهای رفتاری ما نفوذ دارند همگی می‌توانند به صورت اشباح یا ارواح در خواب‌های ما مشاهده گردند.

چی بگم'^' شاید اینا درست ترین هاش بودن...