میدونید گاهی بدترین، افتضاح ترین، مخرب ترین و مهلک ترین سم واسه یه آدمی که اعتماد ب نفسش زیر خط فقره، چیه؟ اینکه به خودش بگن چقدر اعتماد ب نفس پایینی داری! یا حتی بدتر، خودش بفهمه چقدر اعتماد ب نفسش داغونه.
چ بسا اعتماد ب نفسشو ی آدمایی با پس زدنش، کنار زدنش، نادیده گرفتنش به مدت طولانی یا هر کاری شبیه این، ب طرز وحشتناکی بیشتر از قبل تخریب کردن. اون آدم دائم جلوی همه خم میشه، دائم معذرت میخواد، دائم تو تصمیم گیری مشکل داره و هرگز نمیتونه صریح و قاطع باشه. از رک بودن وحشت داره. از مخالفت با بقیه وحشت داره. رضایت همه تو زندگیش براش مهمه. خودش برای خودش کافی نیس. بازم بگم ؟((: بیخیال... از همه ی اینا بدتر میدونین چیه؟! فقط یه چیز، اونم اینکه خودشو قانع میکنه که اینا از مهربونیشه ولی آدما فقط اونو یه احمقِ دل سوخته و پریشون حال می بینن. یکی مث من!
من بعد خوندن این ۲۰ تا مورد :
- اوه چقدر جالب! فقط مورد ۱و ۱۰ و ۱۲ رو نداشتم!
هر ۱۷ تای دیگه بخش از کل وجود و زندگیمن.
- 𝒀𝒖𝒎𝒊𝒌𝒐 ツ ! ×
- شنبه ۹ اسفند ۹۹