
گردن های خمیده ، چشم های خسته ، پاهای ضعیف و خشک ، چشم های گود شده ، کز کردن پشت پنجره ، تنگی نفس با ماسک ، خلأ آرامش ، تنهایی و سکوت ، بی حسی ، مجازیت بیهوده !
وقتی بهش فکر میکنم ، چیزای زیادی ازمون گرفتی، در مقابلش چیزای زیادی هم دادی، ولی اگر بخوام صادق باشم، باید بگم بده بستون خوبی نبود (: !...
اظهار نظر کردن راجب این وضع خیلی سخته ، جوری که دیگه نه اون نظر های کارشناسی "مثلا" معتبر رو میتونیم قبول کنیم ، نه اون تراژدی های روانشناسی! ولی چیزی که بارها و بارها تکرار کردم این بود که :
"ما به کتابای تاریخ مثل یه غار تاریک پر از عنکبوت ، یه ابهام و یه Enigma نگاه می کردیم ...! به یاد بیارید وقتی رو که از کتابا می شنیدیم بیماری طاعون و وبا در فلان زمان شیوع پیدا کرده و با یه نیشخند پیروزمندانه فکر میکردیم بشریت هنوز اونقدر پیشرفت نکرده بود که درستش کنه ولی الان کاملا پیشرفته ست!(=
حالا کسی هست بگه اون پیشرفتگی کجاست؟! " 
#برگی_از_تاریخ_برای_آینده
این یه چالشه بچه ها ، میتونید هرجوری دوست دارید صداش کنید ، ولی عنوانشو اون بالا نوشتم! نحوه ی شرکت توی این چالش اینجوریه که :
1.میتونه خیلی بداهه طور باشه، یعنی هر احساسی راجع به کرونا دارید یا حرفی هست که میخواین بهش بزنید ، تو قالب چندتا جمله بیان کنید و مخاطبتون کیه؟ کووید نوزده...قراره بمونه برای زمانی که نوه هاتون وبلاگ هاتونو میخونن! قراره بفهمن مادربزرگ/پدربزرگ هاشون چه حسی داشتن و چی کشیدن دیگه! هوم؟((: شما که نمیخواین همه چیو دست تاریخ نویسا بسپرین تا فقط چندتا مقاله ی علمی ثبت کنن؟
2.میتونید چیزایی که ازتون گرفته ، و در مقابل چیزایی که بهتون داده رو لیست کنید ، سر جمع یکم با خودتون خلوت کنید ، اصطلاحا cost - benefit کنین، ببینین باهاش به کجا رسیدین؟ با خودتون چند چندین؟ بهش عادت کردین یا نه؟ از عادت کردن یا نکردن خوشحالین یا دلگیر؟
3.میتونه دو سه جمله باشه...میتونه چندین و چند سطر باشه،میتونه فقط یه تکست و یه عکس باشه، میتونه ۱۰ ها کیلومتر راجب احساساتتون توی این مدت نسبت به کرونا و بیماری و قرنطینه باشه، همش به خودتون بستگی داره !
4.هر کس اینو می بینه میتونه شرکت کنه ، ولی شرطش چیه؟ اگه شرکت کرد باید ۳ نفر دیگه رو هم دعوت کنه [=
5.برای شروع دعوت میکنم از :
آوا ، سحر (نوتلا) ، آیلین ، موچی ، آرتمیس ، هلن ، آگاتا ، استلا ، ناستاکا ، آکی سان ، نفیسه .