کاربران و همراهان قدیمی و جدید میهن بلاگ، سلام
از اینکه مجبور هستیم به زودی از شما خداحافظی کنیم متاسفیم.
دشواری نظارت بر محتوا و نظرات سایت ، قدیمی شدن نرم افزار سایت و عدم وجود توجیه کافی برای سرمایه گزاری مجدد جهت خرید سرورهای تازه و تولید نرم افزار جدید ما را مجبور به اخذ این تصمیم کرد.
از کاربران محترم خواهشمندیم تا تاریخ ١٥ آذرماه درصورت علاقه از محتوای خود پشتیبان و یا کپی بردارند. در تاریخ ١٥ آذر سرورهای سایت خاموش خواهند شد.
از همراهی شما در سالهای طولانی زندگی سایت میهن بلاگ متشکریم و امیدواریم سایر سرویس های ایرانی پاسخگوی نیاز کاربران عزیز ما باشند.
.....

به هم که رسیدیم داشتیم گریه میکردیم ، بعد دیدن پستش تنها چیزی که سرچ کردم فقط :میهن بلاگ" بود. فک میکردم گریه کردن براش الکی شلوغ کردنشه ، یکم بعد دیدم نه ، نه تنها شلوغ کاری نیس ، بلکه خون گریه کنمم حقشو ادا نمیکنه.
بدو بدو رفتم سراغ مامانم ، دستامو گذاشتم رو سرم ، گفت چیشده؟ گفتم مامان خونه خراب شدم...انگار دیوار های خونمو رو سرم خراب کردن ؛
حس مستاجر تنها و آواره ی بینوایی رو داشتم که حالا صاحب خونه ش اومده بهش میگه :
-" خونه های این دور و اطراف دیگه دارن زیادی متروک و پوسیده میشن ، نگه داشتن این تیر آهن های قراضه ی قدیمی جز خرج هیچی واسه ی ما نداره ، مجبوریم همشو صاف کنیم و زمین ها رو به میدون دارها و میلیاردر ها بفروشیم ، تا ۱۵ آذر وقت دارین تخلیه کنین و هر شی قیمتی ای دارین با خودتون ببرین . بعد از اون سرور ها قطع میشن ، خونه های قدیمیتون که هنوز بوی بعضی دوستاتونو میدن از بین میرن، پرده های چیت مخمل صورتی کمرنگ ، کاناپه ی نخ نمای خردلی ، آشپزخونه ی محقر ، دوستایی که اونجا به وجود اومدن و حالا دیگه خیلیاشون وجود ندارن ... حتی بوی خاطرات هم داره میره ، لطفا تخلیه کنید ، لطفا تخلیه کنید وگرنه اسباب اثاثیه ای که داشتید هم زیر آوار برای همیشه دفن و فراموش میشه".
دیوونه ...
ابله ...
نفهم ...
من دلم تنگ میشه (!!!) ...
حتی اگه خیلی خوش شانس باشم و بتونم به درستی هزار تا نسخه ی کوفت و پشتیبان و بک آپ هم بگیرم ، دیگه آخر اون آدرس mihanblog.com نخواهد بود. دیگه کامنتا نیستن ، دیگه حتی اون خاطرات هم نیستن. همیشه دلم به این خوش بود که خوبی وبلاگ اینه که هیچی توش از بین نمیره...ولی تو چیکار داری میکنی؟((: از بلاگفا کمتر بودی؟ همه ی بلاگفایی ها - از جمله خودم - حسرت امکانات و قالب های میهن بلاگ به دلشون بود...بلاگفا با همه ی سادگیش هنوز سر پا وایساده ولی تو چی؟! به خودت بیا دیوونه((:

من دلتنگ میشم...حتی دلتنگ اون پنل قدیمی خرابت...دلتنگ آدمایی ک آوردی تو زندگیم و یکم بعد تموم شدن. جالبه اون آدما الان دیگه به چپ و راستشونم نیست که تو داری میمیری چون قیدتو زدن ، قید وبلاگاشونو زدن قید دوستاشونو زدن.
ولی اگه یه روزی از همه جا بی خبر ، دلشون هوای اون روزایی رو بکنه که میدونستن معرفت از نظر لغوی به چه معناست، بیان برگردن ببینن هیچی نیس ، چه حالی میشن؟!
من نباید نگران حالشون باشم نه؟! البته که همینطوره...اونا که اصلا اهمیت نمیدن...چرا باید اهمیت بدن...
چرا ۱۵ آذر رو جهنم کردی؟ باید به انتظار مرگت بشینم؟
هیچ میدونی به خاطر تو با چندتا عروسک آشنا شدم؟ میدونی اصلا بخاطر توی لعنتی بود که با پادشاه عروسک شکن آشنا شدم؟ میدونی تو اشک و غم و خنده ی چند نفر رو به چشم دیدی؟ بذاری بری؟ همینقدر ضعیف بودی از اول؟ (!!!) ... حتی با اینکه خونه ی اول من بلاگفاست نه میهن بلاگ ، نمیتونم اینو هضم کنم