همش میگن روزای خوب زیادی در انتظارمه.

میگن نباید اونقدری افق دیدم محدود باشه که دائم دلتنگ خوشی های کوچیک و ناچیز گذشته شم و هی تلاش نکنم اون حس خوب قدیمی رو که باهاشون داشتم برگردونم، ولی من نمیتونم. چرا نمیفهمن اونا کوچیک و ناچیز نبودن؟ همه ی دنیام بودن.

من نمیتونم دلتنگ نشم.

نمیتونم چون هی یادم میاد یه روزایی تو زندگیم داشتم که کتابام سفید نبود و همه ی درسامو سر وقت خونده بودم و تازه علاوه بر اینکه همه ی درسامو میخوندم تو روابطمم مشکلی نداشتم و صبح تا شب میتونستم با وبم و تلگرام وقت بگذرونم.

یه روزایی بود که بوی کنکور نمیومد، چهارتا بچه ی سرخوش و نفهم راهنمایی بودیم ک همه ی زندگیمون با انیمه ها میگذشت.

حالا چیکار دارم با زندگیم میکنم؟ حتی دیگه یدونه فیلم یا سریال هم نمیتونم ببینم. چون دائم میزنم جلو. چون حتی حال ندارم فیلم نگاه کنم. حتی حال ندارم صبر کنم ببینم تهش چی میشه. استرس دارم و دائم میخوابم. شبا ساعت ۱۲ میخوابم روز بعدش آلارم ها رو پشت سر هم خاموش میکنم و تا ساعت ۱۱ ظهر خوابم. تازه بعدشم همچنان خوابم میاد.

هی خواب.. همش خواب.. فقط خواب..

میرم پینترست چهار تا آرت انیمه ای میاد جلوی چشمم بغضم میگیره. به این فکر میکنم من واقعا باید وبلاگ نویسی رو کمتر کنم، اما بعدش یادم میاد حتی با کمتر کردنشم قرار نیست سراغ کتابام برم.

 یاد روزایی میوفتم که همش واسه پروفایل تلگرامم دنبال این عکسای انیمه ای بودم و کافی بود یه کلمه ی انگلیسی جدید یاد بگیرم تا باهاش یه تکست از خودم بسازم و بنویسم روی عکس و بذارمش پروفم((: تازه اون موقعا شماره هم نداشتم. همش درگیر اکانت های و شماره های مجازی ای بودم ک هی خراب میشدن ولی من اونقدر تخس بودم که از رو نمیرفتم و با هر مشقتی ک میشد ادامه میدادم.

انگار پروفایل انتخاب کردن یه پروسه ی خیلی خیلی هیجان انگیز بود و انگار مسابقه بود بینمون، هر کی یه جمله با یه کلمه ی انگلیسی میذاشت که اون یکی معنیشو نمیدونست و مجبور میشد راهشو سمت دیکشنری کج کنه، برنده بود.

وقتی پروفایل اون یکی عوض میشد ینی حالش عوض شده بود. ینی باید میرفتی متن روشو بخونی تا ببینی باز چیشده..

"چرا این دفه عکسش یه پسر انیمه ای با اشکه؟ چیشده؟ نکنه کسی بهش حرفی زده باشه؟ نکنه .. نکنه .."

یا

" عه ببین چه کیوته.. این یکی یه پسر انیمه ای با گربه س..وای نگا.. عه این که من و خودشیم! همون شخصیت های انیمه ای خندون خودمون نیست ک عکسشونو کنار هم گذاشته پروفایلش؟ تازه اسممونم نوشته.. خدا کیوت.. همش میخواد قلب منو بیاره تو دهنم!"

یا

" عه این دفه عکس گربه شو گذاشته.. اسموکی:" کیوت!"

یا

+ وای این عکسا رو نگا چقدر کیوتن!

بیا پروفمونو ست کنیم!

_ کدوما؟ ببینم.. وای خیلی قشنگن که! قبوله!

+ هورااا! 

_ من روش تکست میذارم.

+ باشه کار خودته~ 

_ بفرما آماده س!

+ گاد قلبم.. اونی ک میخواد اون یکیو بکشه، تویی ک داری منو میکشی!

میدونی چیه.. اصن ولم کن دلم تنگ شه.. 

فقط کاش یذره درس بخونم..

فکر اون کتابای سفید داره منو میکشه ((:

۳۲ ۰