
و فقط تویی که میتونی شبیه اصغر آقای بقال سر کوچه اونم با پاهای برهنه بشینی ، اما همچنان اونقدر جذاب و فاکی بنظر بیای ...همین الان با زیر پیرهنی و شلوار راه راه آبیم همونقدر با ابهت خواهی بود..اصلا شلوار راه راه چیه..گونی هم بپوشی زیبایی ... *چگونه گند فن گرلی کردن را استخراج کنیم؟ پارت ۷۸ ، دونت فورگت تو لایک اند سابسکرایب اَور چنل فور مور*
زده به سرم نه؟ میدونم...در جریانم کاملا..ولی اگه بخوام شب تا صبح جدی باشم و به تمام سرکوفت ها و سرزنش های مامانم اونقدر بها بدم که تا ۷۲ ساعت بهشون فک کنم ، صد درصد دووم نمیارم و خیلی زود از پا در میارم...جا میزنم .. ولی نمیخوام اینجوری بشه..پس باید آسون تر بگیرم نه؟
وب میهنم که هیچی ، به دیار باقی شتافت ، ولی اگه یادتون مونده باشه عادت کرده بودم بعد هر امتحان پست بذارم و بگم چخبره...ولی دیگه حتی حوصله ی تعریف کردنشم ندارم! جالبه نه؟ با همون مضمونی میام پست بذارم ک حتی حال ندارم بهش فک کنم..
درمورد امتحان ریاضیم که اصلا نمیخوام حرف بزنم .. اصلا.. هیچ دلیل گفتنی ای هم نداره .. فقط میخوام از کنارش بگذرم تا ببینم بعدا چیکار میتونم براش بکنم .. امروزم ک امتحان زبان دادم .. اصلا حس نکردم امتحان دادم .. خیلی سبک بود ..میتونست عقده ای بازی در بیاره سخت بگیره و اذیت کنه ، ولی نکرد .. حتی زمان برای امتحانش تعیین نکرد! .. تو کل این ۱۶ سال زندگیم امتحان بی سابقه ای بود.
قدیما که مدرسه میرفتیم، امتحانای ترم دوران عیش و نوش من بود.چون در طول ترم مجبور بودم بشینم همه چیو بخونم ، همه چیو بنویسم و حل کنم و فشار ها رو دوشم تقسیم میشدن.. سر امتحانای ترم هم هر صبح میرفتم میدادم میومدم خونه ، سریال می دیدم ، بیکار و علاف و خوشحال ول میگشتم و امتحانامم خیلییی که گند میزدم نهایت ۱۹ میشد..
* نه اینکه فک کنین من خیلی خوبم! نخیر..دبیرا آسون میدادن تا ما نمره ی خوب بگیریم و برا خودشون باعث آبروریزی نشه*
نه اینکه الان بخوان گیر بدن در طول امتحان قراره ب صورت لایو شما رو تحت نظر بگیریم تا تقلب نکنین و ۳۵ تا سوال تستی زیست با ۴۰ دقیقه وقت بدن و دهن ما سرویس شه ..(البته دهن ما تو این یه مورد اونجوری نشده هنوز..اینو از یه مدرسه ی دیگه که معلم زیستشون با ما یکیه شنیدیم و داریم دعا میکنیم سرمون نیاد)
خلاصه .. الان برعکسه..کل ترم رو کوتاهی کردم .. حالا قراره سر امتحانای ترم دهنم سرویس شه اساسی .. و همشم تقصیر منه.. البته که هست.. ولی چیکار میشه کرد؟ مجبورم دووم بیارم..
خلاصه همین (:~ روزمره هامم خیلی حوصله سر بر شدن .. من که کامنتا رو باز میذارم ولی اگه حرفی برا گفتن ندارین نمیخواد عذاب وجدان داشته باشین.. این زندگی چیز اظهار نظر کردنی ای نداره~
پ.ن : استلا میگفت چرا کامنتای وب خودتو جواب نمیدی برای بقیه همش کامنت میذاری؟ .. وای گاد... پیش خودم گفتم واقعا نمیدونم! البته کامنتا رو ک جواب دادم ولی جدا نمیفهمم دلیل یه سری کارامو.. گشادی فقط درمورد خودم صادقه انگار .. هنوز جون دارم برا بقیه خودم باشم ، براشون باشم.. ولی فک کنم خودم تنها کسیم ک براش نیستم ..
