
«هلیا» نامی دخترانه است که اولین بار توسط شادروان نادر ابراهیمی در کتاب «بار دیگر شهری که دوست می داشتم» در سال 1345 به کار رفت.
سال ها پیش، نادر ابراهیمی در حالی که با اتوبوس از تهران به اصفهان سفر می کرد، شروع به بازی و در هم ریختن واژه «الهی» کرد تا بتواند از دل آن نامی خوش آهنگ و متفاوت بسازد. پس از مدتی واژه خود ساخته «هلیا» را از به هم ریختن حروف واژه «الهی» ساخت و در داستان بلندش «بار دیگر شهری که دوست می داشتم» به کار برد.
پس از انتشار کتاب، این اسم در میان مردم رواج زیادی پیدا کرد و جزو نامهای ایرانی محسوب شد. نام دختر بزرگ نادر ابراهیمی هم هلیا است. مدتها بعد نادر ابراهیمی متوجه شد که واژه هلیو در لاتین قدیم به معنی خورشید است.
در فرهنگ دهخدا هم برای معانی نام هلیا دختر خورشید، طلوع خورشید و آرزو آمده است. این اسم تاکنون 17499 بار در سازمان ثبت و احوال کشور ثبت شده است.
* * *
مامانم می گفت اسم منو سال ها پیش از توی یه مجله پیدا کرده. همونجا به دلش نشسته و همونجا مطمئن شده من هلیا میشم. اما اون زمان ثبت احوال شهرمون اسم هلیا رو قبول نمیکردن، انگار از قبل هیچ وقت نداشتن یا چی، که در نهایت با پا در میونی خاله ی مامانم که مشهد زندگی میکنه و دخالت ثبت احوال مشهد، تونستن بهشون بقبولونن که این اسم مجازه و مامانم تا آخرین لحظه کوتاه نیومده و اینجوری شد که من هلیا شدم. جالبه اینم بدونین که بابام میخواسته اسممو ریحانه بذاره، اگه مامانم هرگز اون مجله رو نمی خوند شاید الان ریحانه بودم. توی شهرمون فعلا هیچ هلیایی نیست که بزرگتر از من باشه، هر چی هلیا هست از من کوچیکترن. شاید براتون سوال پیش بیاد که اینا رو از کجا میدونم و اصلا چجوری اینقدر مطمئنم؟! خب چون شهرمون کوچیکه. اونقدر کوچیک که شاید بتونم هلیا های توشو بشمرم. اما با اون وضعیت نچسب ثبت احوال، احتمالا خانواده ی من راه رو برای بقیه ی هلیا ها - حداقل توی شهر خودمون - هموار کردن...
اما مامانم میگه خیلی خیلی وقت پیش، یه هلیای دیگه هم اینجا بوده که از این شهر رفته.
و در نهایت، خواستم به این برسم :
منی که همیشه به هلیای نادر ابراهیمی حسودی میکردم! کسیو داشته باشی که اونقدر قشنگ برای تو شعر بگه و بنویسه، واژه ی نیایش منش "الهی" رو اونقدر قشنگ به هم بریزه و تهش به هلیوس، ایزد خورشید و پایدار ترین عنصر بین گاز های نجیب یعنی هلیم مربوط بشه. اما حالا تو اون شعر رو ب اون قشنگی برای این یکی هلیا نوشتی! جوری که نمیشد از خیر پست کردنش بگذرم((:
مرسی که باعث شدی یه بار دیگه اسممو دوست داشته باشم.
حالا بریم یکم ببینیم ب چی حسودی میکردم! فکر کنم بعد اون شعر قشنگ، دیگه ب هلیای نادر ابراهیمی تو دلم "خوش ب حالت!" نگم!






